پخش زنده
امروز: -
پنجمین نشست از سلسلهنشستهای متنخوانی «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با موضوع بازخوانی چهار حکایت «بوستان» با حضور اکبر ثبوت، پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی، در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری صدا وسیما، در این نشست، چهار بخش از باب نخست بوستان سعدی (در عدل و تدبیر و رأی) خوانده و بررسی شد. همدلی با رنجدیدگان، نکوهش خودخواهی، مسئولیت حاکمان در برابر مردم و فرجام متفاوت دادگری و بیداد، محورهای اصلی این حکایتها بود.
اکبر ثبوت در توضیح بخش اول با عنوان «حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی» گفت: «سعدی بر این نکته اشاره میکند که احوال جسمانی بر احوال روحی تأثیرگذار است. در این حکایت، خشکسالی چنان شدید بود که حتی کسانی که عاشق بودند، مهر و عشق خود را نسبت به یکدیگر از دست داده بودند.»
وی در شرح بیت «نبودی بهجز آه بیوهزنی / اگر بر شدی دودی از روزنی» بیان کرد: «برخاستن دود از روزن خانه، نشانه پختوپز بود. سعدی در این بیت میگوید قحطی چنان گسترده بود که اثری از پختوپز در خانهها دیده نمیشد و اگر دودی از روزنی برمیخاست، آن دود آه بیوهزنی رنجدیده بود.»
ثبوت با اشاره به توصیف دوست توانگر سعدی در این حکایت توضیح داد که عبارت «به مکنت، قویحال بود» به برخورداری او از مقام، ثروت و مال اشاره دارد. با وجود این توانگری، رنج مردم چهره او را دگرگون کرده بود و نمیتوانست در برابر گرفتاری دیگران آسوده بماند؛ که مرد ارچه بر ساحل است،ای رفیق / نیاساید و دوستانش غریق
وی افزود: «وقتی دوستان انسان در حال غرقشدن باشند، او حتی اگر خود آسوده بر ساحل ایستاده باشد، نمیتواند آسوده بماند. انسان خردمند نیز نمیخواهد زخمی ببیند، چه آن زخم بر تن خودش باشد و چه بر تن دیگری. عیش انسان سالم و تندرستی که در کنار او فردی رنجور باشد، مکدر میشود.»
این پژوهشگر تاریخ و فلسفه اسلامی همچنین درباره واژه «فقیه» در بیت «نگه کرد رنجیده در من فقیه / نگه کردن عالم اندر سفیه» گفت: «فقیه در اصل به معنای فهیم و صاحب فهم بوده و بعدها به کسی اطلاق شده است که در حوزه علوم دینی صاحب تخصص است.»
ثبوت در ادامه به خوانش بخش بعدی «بوستان» پرداخت و گفت سعدی در حکایت سوختن نیمی از بغداد، فردی را نکوهش میکند که در میان آتش و ویرانی شهر، تنها به سالمماندن دکان خود میاندیشد.
ثبوت با اشاره به بیت «مگو تندرست است رنجوردار / که میپیچد از غصه رنجوروار» افزود: «پرستار اگرچه خود تندرست است، از رنج بیمار رنج میبرد. انسان نرمدل نیز هنگامی که همراه کاروان است، تا همه یاران به منزل نرسند و از واماندگان اطمینان نیابد، آسوده نمیخوابد.»
در بخش بعدی با عنوان «اندر معنی عدل و ظلم و ثمره آن»، ثبوت به نگاه سعدی درباره مسئولیت فرمانروایان و پیامدهای ستم بر مردم پرداخت. وی در توضیح بیت «خنک روز محشر تن دادگر / که در سایه عرش دارد مقر» گفت: «این بیت به حدیثی اشاره دارد که بر پایه آن، فرمانروای دادگر در روز جزا در سایه عدل الهی جای میگیرد.»
ثبوت درباره ابیات «به قومی که نیکی پسندد خدای / دهد خسروی عادل و نیکرای» بیان کرد: «در باور قدما، اگر خداوند به قومی عنایت داشت و بخواهد بر آنان احسان کند، فرمانروایی دادگر بر آنان میگماشت.»
ثبوت در توضیح این ابیات گفت: «در جامعهای که انسانهای ناتوان بارکش زورمندان باشند، خواب خوش بر حاکم حرام است. تشبیه فرمانروا به شبان و مردم به گله نیز از تشبیهات قدیمی است و بر وظیفه حاکم در نگهبانی و حمایت از مردم تأکید دارد.»
در بخش بعدی با عنوان «حکایت برادران ظالم و عادل و عاقبت ایشان»، داستان دو برادر روایت شد که پدرشان برای جلوگیری از نزاع پس از مرگ خود، سرزمینش را میان آن دو تقسیم کرد. یکی از برادران راه عدالت را در پیش گرفت تا نامی نیک از خود بر جای بگذارد و دیگری برای گردآوردن مال به ظلم روی آورد.
ثبوت در شرح رفتار برادر دادگر گفت: «او رسیدگی به مردم و نیازمندان را شیوه خود قرار داد، بنا ساخت، به مردم نان داد، لشکر را تقویت کرد و برای درویشان سرپناه فراهم آورد. نتیجه این رفتار، شادی مردم و استواری سپاه و حکومت بود.»
وی با اشاره به بیت «برآمد همی بانگ شادی چو رعد / چو شیراز در عهد بوبکر سعد» بیان کرد: «سعدی در این بیت از اتابک ابوبکر سعد بن زنگی تقدیر میکند. در دوره یورش مغولان، حاکمان فارس با تدبیر به مذاکره با مغولان پرداختند و با پرداخت مالیات و اعزام سپاه، از درافتادن مستقیم با مغولان پرهیز کردند و به این ترتیب، منطقه فارس از حمله و ویرانی در امان ماند.»
ثبوت همچنین در توضیح بیت «خدیو خردمند فرخ نهاد / که شاخ امیدش برومند باد» گفت: «واژه «خدیو» در اصل عنوان پادشاهان مصر بود و بعدها درباره دیگر فرمانروایان نیز به کار رفت.»
وی سپس درباره برادر بیدادگر گفت: «او بهجای اندیشیدن به رفاه مردم، در فکر افزودن بر تخت و تاج خود بود. مالیات کشاورزان را افزایش داد و به مال بازرگانان طمع کرد، اما از روی بیخردی سپاه را تقویت نکرد. در نتیجه، لشکر پراکنده شد، بازرگانان خریدوفروش را متوقف کردند، کشاورزی از رونق افتاد و مردم گرفتار شدند.»
وی افزود: «تدبیر پادشاه بیدادگر سست بود، زیرا نعمت، کامیابی و پایداری حکومت را در ظلم جست؛ در حالی که آنچه میخواست، در عدالت بود.»
گمانش خطا بود و تدبیر سست / که در عدل بود آنچه در ظلم جست
وی ابیات پایانی این بخش را تأکیدی بر نقش خردمندی و دادگری در پایداری حکومت دانست:
بزرگان روشندل نیکبخت / به فرزانگی تاج بردند و تخت
به دنباله راستان کج مرو / وگر راست خواهی ز سعدی شنو
پنجمین نشست «مروری بر متون برگزیده ادب فارسی» با پرسش و پاسخ حاضران پایان یافت. این سلسلهنشستها با هدف خوانش و بررسی آثار برجسته ادب کلاسیک فارسی،در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار میشود و ورود برای عموم آزاد است.