پخش زنده
امروز: -
پیشبینی رِی دالیو، میلیاردر و نابغه مالی جهان، حاکی از آن است که نبرد بر سر تنگه هرمز آینده آمریکا را تعیین میکند و اگر کنترل تنگه در اختیار ایران باقی بماند، این امر نقطه آغازی برای تغییر نظم جهانی و زوال امپراتوری آمریکا خواهد بود.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، مجله فوربز نوشته است: ری دالیو بنیانگذار Bridgewater Associates به عنوان بزرگترین شرکت صندوق پوشش ریسک جهان و فردی که در گذشته سابقه پیشبینی برخی از مهمترین تحولات جهانی از جمله بحران مالی سال ۲۰۰۸ را دارد، هشدار داده است جنگ آمریکا و ایران وارد مرحلهای سرنوشتساز شده که مشخص خواهد کرد آیا قدرت جهانی آمریکا در آینده پایدار میماند یا خیر.
دالیو به مقاله چند ماه پیش خود،ب ا بیش از سه میلیون بازدید، استناد کرده که در آن استدلال کرده بود؛ اگر ایران هرگونه کنترلی بر تنگه هرمز داشته باشد، آمریکا بازنده جنگ تلقی خواهد شد و «اکنون همین اتفاق در حال رخ دادن است و ما به زودی شاهد نبرد نهایی و نتیجه آن خواهیم بود.»
دالیو با اشاره به شباهت تاریخی بین بحران تنگه هرمز و بحران کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، استدلال کرده که ناکامی آمریکا در تأمین امنیت هرمز میتواند آغاز افول امپراتوری آمریکا باشد، همانطور که شکستهای مشابه برای بریتانیا، امپراتوری هلند و امپراتوری اسپانیا رقم خورد.
همه چیز به این بستگی دارد که چه کسی تنگه هرمز را کنترل میکند: «نبرد نهایی»، مقاله دالیو در ۲۵ اسفند ۱۴۰۴، در مورد جنگ ایران همه چیز بر سر این است که چه کسی تنگه هرمز را کنترل کند. من از سران دولتها، کارشناسان و مردم جهان میشنوم اگر کنترل تنگه هرمز در دست ایران باقی بماند، آمریکا بازنده جنگ تلقی شده و ایران برنده شناخته خواهد شد. چرا که کنترل تنگه هرمز توسط ایران اثباتکننده این واقعیت است که آمریکا قدرت حل وضعیت کنونی را ندارد. پیامدهای پذیرش قدرت ایران در بستن مهمترین تنگه جهان برای آمریکا، متحدانش، اقتصاد جهان و نظم جهانی فوقالعاده ویرانگر خواهد بود.
برداشت من از تاریخ و درکم از وضعیت کنونی مرا به این باور میرساند که اگر آمریکا به این شکل شکست بخورد، خطر قابلتوجهی وجود خواهد داشت که از دست دادن کنترل هرمز برای آمریکا همان چیزی باشد که بحران کانال سوئز برای بریتانیای کبیر (در سال ۱۹۵۶) بود و شکستهای مشابه برای امپراتوری هلند در قرن هجدهم و امپراتوری اسپانیا در قرن هفدهم بود.
الگوی رویدادهایی که منجر به فروپاشی امپراتوریها میشود تقریبا همیشه یکسان است. همانطور که در کتاب «اصول مواجهه با نظم جهانی در حال تغییر» به طور کامل تشریح کردهام، موارد بیشماری وجود دارد که در آن یک قدرت کوچکتر، قدرت برتر جهان را بر سر کنترل یک مسیر تجاری حیاتی به چالش میکشد (به عنوان مثال، چالش کنترل بریتانیای کبیر بر کانال سوئز توسط مصر).
در این موارد، قدرت مسلط (مثلا بریتانیای کبیر) قدرت کوچکتر (مثلا مصر) را برای باز کردن مسیر تهدید میکند، و همه به آنچه اتفاق میافتد، نگاه میکنند و رویکرد خود را نسبت به این کشورها و اینکه پولشان کجا میرود، تغییر میدهند. این «نبرد نهاییِ» سرنوشتساز برندگان و بازندگان و اینکه آیا امپراتوری باقی میماند یا سقوط میکند را تعیین میکند؛ زیرا افراد و جریانهای مالی به طور طبیعی سریعا از بازندگان فرار میکنند. این تغییرات بر بازارها، بهویژه بازارهای بدهی، ارز و طلا و قدرت ژئوپلیتیک اثر میگذارد.
وقتی قدرت مسلط جهان که دارای ارز ذخیره جهان است، از نظر مالی بیش از حد تحت فشار قرار گیرد و ضعف خود را با از دست دادن کنترل نظامی و مالی آشکار کند، مراقب از دست رفتن اعتماد متحدان و طلبکاران، نابودی وضعیت ارز ذخیره، فروش داراییهای بدهیاش و تضعیف ارز آن بهویژه در برابر طلا باشید.
در طول تاریخ همیشه فرض بر این بود آمریکا قدرت برتر خواهد ماند و میتواند از نظر نظامی و مالی بر مخالفانش (که قدرت کمتری دارند) پیروز شود، اما اگر تنگه هرمز در دست ایرانیها باقی بماند، اینگونه برداشت خواهد شد که آمریکا باخته و اعتبارش را از دست داده است.
خارج کردن هرمز از کنترل ایران نیازمند یک نبرد بزرگ است. نتیجه این نبرد برای رهبران ایران و بزرگترین بخش از جمعیت ایران حیاتی و وجودی است. آنها حاضرند در این مسیر برای عزتشان بمیرند و فداکاری کنند؛ در حالی که آمریکاییها نگران قیمت بالای بنزین هستند و رهبران آمریکا نگران انتخابات کنگره.
هیچ توافقی این جنگ را حل نخواهد کرد، زیرا توافقها بیارزش هستند. هر آنچه بعدا رخ دهد (یعنی رها کردن هرمز در دست ایرانیها یا گرفتن کنترلش از آنها) احتمالا بدترین مرحله مناقشه خواهد بود. این «نبرد نهایی» که تعیین خواهد کرد کدام طرف کنترل را به دست میآورد و کدام طرف آن را از دست میدهد، احتمالا بسیار بزرگ خواهد بود.